مرتضى مطهرى
463
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و زراعت و صنعت جداست و هركدام از آنها به دنيايى جداگانه تعلّق دارد . كار دين عبادت است و كار دنيا كسب و تجارت و زراعت و صنعت و مديريت و امثال اينها ، و زهد يعنى رو آوردن از كار دنيا به كار آخرت . البته اين غلط است زيرا آن امورى كه به عنوان كار دنيا خوانده شده مورد توصيهء اسلام است و زهد شامل آنها به هيچ وجه نمىشود . دو نوع زهد است كه ما با مراجعه به نصوص قطعى اسلامى مىتوانيم بفهميم كه اين دو نوع زهد در اسلام وجود ندارد ولى در غير اسلام اين دو نوع زهد وجود دارد . يكى از آنها به اين معناست كه كار دنيا و آخرت از يكديگر جداست ؛ يعنى ما دو نوع كار داريم : بعضى كارها مربوط به دنياست ، مانند كسب و تجارت و زراعت و صنعت و دنبال روزى و تحصيل مال رفتن . هرچيزى كه مربوط به زندگى دنياست مال دنياست و تعلّق دارد به اين دنيا و اساساً به دنياى ديگر تعلّق و وابستگى ندارد . در مقابل ، كارهاى ديگرى است كه به زندگى دنيا بستگى ندارد و مربوط نيست ، يعنى تأثير مثبت و مفيدى در زندگى دنيا ندارد اگر تأثير مضر نداشته باشد ؛ اسم آنها عبادت است . عبادت يعنى دعا خواندن ، روزه گرفتن ، رياضت كشيدن . آنگاه زهد يعنى رها كردن زندگى دنيا براى اينكه انسان فراغت پيدا كند براى كارهاى آخرت . كتاب المنجد « 1 » در لغت عربى و به سبك ديكسيونرهاى فرنگى است . البته قبل از آن ، كتابى نزديك به همين سبك نوشته شده بود به نام اقرب الموارد كه المنجد بيشتر از آن اقتباس كرده است . المنجد زهد را به همين مفهومى كه عرض كردم معنى كرده است كه درست مفهوم مسيحى است . در المنجد زهد اينگونه معنى شده است : زَهَدَ : اىْ تَرَكَ الدُّنْيا لِلتَّخَلّى لِلْعِبادَةِ ، يعنى كار دنيا را رها كرد براى اينكه براى عبادت فراغت پيدا كند . روى اين حساب اساساً كار دنيا و آخرت از هم جداست و دو حساب دارد : كارهايى مربوط و متعلّق به زندگى دنياست ؛ اينها مال دنياست و ذرهاى به درد آخرت انسان نمىخورد بلكه شايد صدمه هم بزند . و كارهاى ديگرى مال آخرت است كه اسم آنها عبادت است و آنها به درد كار دنيا نمىخورد و احياناً صدمه هم مىزند .
--> ( 1 ) . المنجد كتاب لغت است به زبان عربى كه به وسيلهء يكى از پدران روحانى مسيحى لبنان كه از آباءيسوعى و عرب است ، نوشته شده است .